ايران من

عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)

اس ام اس تبریک شب یلداسري دوم

اس ام اس شب یلداسري دوم

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:اس ام اس ,خنده دار , سرکاری, شب یلدا, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اس ام اس تبریک شب یلدا

اس ام اس تبریک شب یلدا

 

اس ام اس تبریک شب یلدا (4)

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:مطالب خواندنی , ضرب المثل , فال , طنز , اس ام اس, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اس ام اس خنده دار و سرکاری شب یلدا

اس ام اس خنده دار و سرکاری شب یلدا

اس ام اس سرکاری شب یلدا,اس ام اس خنده دار یلدا-www.jazzaab.ir

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:اس ام اس ,خنده دار , سرکاری, شب یلدا, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

همه چي درباره شب یلدا

همه چي درباره شب یلدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب: شب یلدا,تاريخچه,پيشينه,چله, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

چرا نباید توی پمپ بنزین با موبایل حرف زد؟ (+عکس)

چرا نباید توی پمپ بنزین با موبایل حرف زد؟ (+عکس)

 
 چرا نباید توی پمپ بنزین با موبایل حرف زد-www.jazzaab.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

طنز : تا حالا دقت کردین !!!

طنز : تا حالا دقت کردین !!! 

 تا حالا دقت کردین ,طنز, خنده ,سرگرمی, www.jazzaab.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

جملات قصار و زیبا از بزرگان

جملات قصار و زیبا از بزرگان

شادی در زندگی, جملات قصار, سخن بزرگان-www.jazzaab.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 29 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

اس ام اس خنده دار و سرکاری شب یلدا

اس ام اس خنده دار و سرکاری شب یلدا

اس ام اس سرکاری شب یلدا,اس ام اس خنده دار یلدا-www.jazzaab.ir

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 26 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

میوه آرایی شب یلدا ( تصویری)

میوه آرایی شب یلدا ( تصویری)

نمونه هایی زیبا از تزیینات میوه آرایی شب یلدا را تماشا کنید و از آن ها ایده بگیرید . و شب یلدا خود را با این میوه آرایی زیباتر کنید .

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 26 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

بخون و بخند ...!!! جوک خنده دار, مطالب طنز, مطالب خنده دار

بخون و بخند ...!!!

جوک خنده دار, مطالب طنز, مطالب خنده دار

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 26 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

سوژه های طنز و خنده دار ایرانی (عكس)

سوژه های طنز و خنده دار ایرانی 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

جـغرافیـای کشور مستـقلی بنام قـلـب

 

قلب کشور بزرگ مستقلی است در طرف چپ قارّه سینه انسان !



ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ده درس مهم زندگی از آلبرت انیشتین

1. تخیل مهم تر از دانش است چراکه دانش محدود است اما تخیل همه ی هستی را در آغوش دارد، پیشرفت را مشابه سازی می کند و در مقابل چشمانت قرار می دهد و قادر است انقلابی سهمگین به پا کند.

2. تفاوت بین نبوغ و حماقت در آن است که نبوغ محدودیت هایی دارد.

3. هرگز پرسشگری را کنار نگذار، کنجکاوی بشر حتماً علتی دارد.

4. علم بدون دین سست است و دین بدون علم کور.

5. دو چیز نامحدود است، جهان و حماقت بشر! البته درباره ی جهان مطمئن نیستم!

6. افتادن در دام عاشقی احمقانه ترین کاری نیست که بشر انجام می دهد ولی مطمئناً علت این افتادن جاذبه ی زمین نیست.

7. زیباترین تجربه ها ناشناخته ترین آنهاست و این اساسی ترین احساسی است که خاستگاه علم و هنر ناب محسوب می شود.

8. کسی که هرگز اشتباه نکرده کسی است که هرگز تلاش نکرده است.

9. بیشتر از آنچه برای موفق بودن تلاش می کنی برای با ارزش بودن تلاش کن.

10. چشمگیرترین اثرات کاربردی علم آن است که به ابداع چیزهایی میدان می دهد که بر غنای زندگی می افزایند، هرچند آن را پیچیده تر هم می کنند.

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

بررسی علل آتش‌سوزی‌های مکرر در مدارس آموزش و پرورش

 
فرارو- امیرمهدی تیموری؛ به جرات می توان گفت که کارآمدی یکی از مهمترین ویژگیهای یک سیستم مدیریتی موفق است چرا که کارآمدی زیرمجموعه های یک نظام سیاسی تضمین کننده مشروعیت آن خواهد بود. بویژه که باید در نظر داشت نظامهای سیاسی بدون مشروعیت نمی توانند مدت زیادی به بقاء خود ادامه دهند.


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تقدیم به دختران سوخته در آتش دبستان شین آباد پیرانشهر

           س مثل سکوت

 تقدیم به دختران سوخته در آتش دبستان شین آباد پیرانشهر

 

بخاری سرش را پایین انداخته بود

از خودش و همه خجالت می کشید

می گفت : بخدا روسیاهم ،

تحمل ماندن ندارم

خودم میدانم که من مسئولم

حتی تصور اینکه باعث مرگ و سوختن این دختران معصوم شده ام

دیوانه ام می کند


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

گلو درد را بدون دارو درمان کنید
این روزها در فصل سرما ممکن است به آلرژی های مختلف و یا سرما خوردگی مبتلا شوید که هر کدام از آن ها همراه خود گلو درد را می آورند که باید راه های مقابله با آن را بلد باشید.

ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

نسل آینده کیبوردهای تلفن همراه +عکس

تلفن های همراه این روزها از حالت کیبوردی خارج شده اند و کاملا لمسی شده اند اما این موضوع در آینده به گونه ای دیگر و از ترکیب تکنولوژی های کیبورد و تاچ رونمایی خواهد شد.


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دانستني هايي در مورد حيوانات ..آیا می دانستید که :

اختاپوس سه قلب دارد.

قلب میگو در مغز آن است.

مورچه ها هرگز نمی خوابند.


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: سه شنبه 21 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

شعــــــــرروز

شعــــــــــــــــــــــــــــر روز

 

شیشه پنجــــــره را بــــــاران شست .  از دل مـــن امــــــا،  چه کسی نــقش تــــــو را خــــــواهد شست ؟

 

آسمــــــان سربــــی رنـــگ،  من درون قـفـس ســـرد اتـــاقم دلتـــنگ . می پــــــرد مــــرغ نگاهــــــم تـــا دور،

وای، بــــاران،بــــاران، پر مرغــــــان نگاهــــــم را شست.

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: سه شنبه 21 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

ایـن روزمـره گی مکـرر

روزمره گی، عین مردن است

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !

زیر بارون راه برو، نترس از خیس شدن !

هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !

توی حموم آواز بخون، آب بازی کن، چه اشکالی داره ؟!


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: سه شنبه 21 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

نقاط مثبت آقایان و خانمهای محترم! (طنز)

نقاط مثبت آقایان و خانمهای محترم! (طنز)

خنده دار, لطیفه, جوک های خنده دار

 

 
به جای تاكید روی كیفیت های منفی زن و مرد، چرا روی نقاط مثبت آنها تاكید نكنیم؟
 

بیایید ابتدا از خانم ها شروع كنیم

*خانم ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.

*خانم ها وقتی خوشحالند گریه میكنند.

*خانم ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه كارهای كوچكی انجام میدهند.

*خانم ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی كنند.

*خانم ها قدرت این را دارند كه وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند.

*خانم ها می دانند چگونه یك وعده شام یا ناهار معمولی را به یك فرصت تبدیل كنند.

*خانم ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.

*خانم ها می دانند كه چگونه یك دوست بیمار را تیمار كنند.

*خانم ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.

*خانم ها می دانند چگونه ساعت های متوالی كودكان را سرگرم كنند.

*خانم ها صادق و وفادار هستند.

*خانم ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.

*خانم ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه كار انجام می دهند.

*خانم ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.

*خانم ها می دانند چگونه به یك مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
 

*خانم ها دنیا را مكانی شادتر برای زندگی می سازند.

 و حالا نوبت آقایان هست

*آقایان برای حمل اشیاء سنگین و كشتن سوسك و عنكبوتها خوب هستند!!!!

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: سه شنبه 21 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

عكسهاي قديمي ايران

عکس های قدیم ایران ( تاریخی و جالب ) - www.taknaz.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 19 آذر 1391برچسب:عكسهاي قديمي وديدني , ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پیشگویی نوسترآداموس در مورد ایران

پیشگویی نوسترآداموس در مورد ایران

پیشگویی نوسترآداموس درمورد ایران

تحقق پیشگویى نوسترآداموس درباره واقعه یازدهم سپتامبر و وقایع دیگر , باعث شد باز هم پیشگویی های او مورد توجه عموم قرار بگیرد . پیشگویی های نوسترآداموس درباره ایران جالب توجه است که در این مقاله به بررسی آن می پردازیم .

پس از به واقعیت پیوستن واقعه یازدهم سپتامبر در آمریکا ( وقوع دو انفجار مهیب و عظیم در “New City” ) همگان شگفت‏ زده و نگران شدند ؛ به نحوى که رئیس‏ جمهور آمریکا، پس از وقوع این حادثه به تبعیت از نوسترآداموس، ایران را هم یکى از “محورهاى شرارت” در جهان معرفى کرد و از این طریق بر وحشت و ترس عمیق هیات حاکمه آمریکا از ایران (پرشیا) صحّه گذاشت.پیشگویى نوسترآداموس درباره واقعه یازدهم سپتامبر و تأثیر شگرفى که بر نگرش و فرهنگ آمریکایى گذاشت می تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به دیدگاه غرب درباره ایران شود، همان که نباید به سادگى از کنار آن گذشت.

“… آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافیایى نیویورک؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جدید (New City)، نزدیک میشود”

.جالب‏ترین نکته در مورد پیشگوئیهاى نوسترآداموس آن است که وى به ندرت نام کشورى را به صراحت و آشکارا ذکر می کند، حال آنکه در مورد ایران (Parsia) به صراحت عنوان می کند که ایران، جهان را تسخیر خواهد کرد. ایران از طریق آناتولى، فرانسه و ایتالیا را فتح خواهد کرد و بالاخره ایران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.

بررسى پیشگوئیهاى نوسترآداموس درباره “جهانى شدن ایران”

“شاهزاده عرب، مریخ، خورشید، ناهید، شیر، حکومت کلیسا را از طریق دریا از پاى در خواهد آورد ، از جانب ایران (پرشیا) بیش از یک میلیون پرهیزگار به بیزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد”.

“مرد مشرقى از محل استقرار خویش خارج خواهد شد، براى دیدار فرانسه از کوه آپونین خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، دریاها و کوهها گذر خواهد کرد و همگان را با عصایش مضروب خواهد کرد…”

ادبیات رمزآلود، واژه‏اى است که به بهترین نحو می ‏تواند عمق معانى شعرواره‏ هاى نوسترآداموس را بیان کند؛ چراکه طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ یعنى اریکاچیتهام، گى بوحک و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقایع ذیل را می ‏توان بدون هیچ شک و تردیدى از میان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:
آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال ۱۶۶۶م. اعدام چارلز اول، روى کارآمدن حکومت مذهبى کرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، رویارویى استالین و تروتسکى پس از مرگ لنین، اضمحلال رژیم شوروى، اعدام لویى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسیدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسیدن هیتلر و رژیم نازى، به قدرت رسیدن موسولینى در ایتالیا و ژنرال فرانکو در اسپانیا، ترور کندى، سقوط شاه ایران و وقوع انقلاب در ایران ، وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و آتشى که در برجهاى دوقلوى شهر جدید (نیویورک) ایجاد می شود و بسیارى از حوادث تاریخى دیگر از سالهاى ۱۵۵۵ میلادى به بعد که حدوداً ۴۵۰ سال را دربر می گیرد.

در مجموع نوسترآداموس به این موضوع به صراحت اشاره می ‏کند که ایران (پارت، نیرا، پرشیا، مدیا) حکومت مقتدرى را تشکیل می دهند و پس از جنگى جهان را به تسخیر خود درمی آورند و سپس جنگى جهانى و عظیم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد. و چنین برمی آید که ایران، جهان را ابتدا از طریق حمله به ترکیه (و مقدونیه) به تصرف خود درخواهد آورد:

“شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، دیده خواهد شد. در مرکز رن، جنگ و خشکسالى به بار مى‏آید، کمک خیلى دیر می رسد. پرشیا (ایران) حمله آورده” 

و ماگدونیا و در جاى دیگر می گوید: (مقدونیه) را به محاصره درمی آورد . و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدریجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح می ‏دهد:
“کسوفى در پیش خواهد بود که از زمان آفرینش گیتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسیح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنین ظلمتى به خود ندیده است…”

که در این مورد آیات مربوط به قیامت در سوره قیامت به ذهن انسان تداعى می شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الإنسان یومئذ أین المفرّ.
هنگامى که بینایى خیره می ‏گردد، و ماه فرو می ‏رود، و خورشید و ماه گرد هم آیند، آن روز انسان می ‏گوید: به کجا فرار کنم؟

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 19 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند
- آلبرت اینشتین (AlbertEinstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
 
۲.   توماس ادیسون (Thomas AlvaEdison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
۳.   بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش “اوچیزی یاد نخواهد گرفت”
۴.   پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
۵.   هیلتون (Conrad NicholsonHilton) که مالک بیش از ۳۰۰هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!
۶.   جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!
۷.   امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
۸.   ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه ۴۲ به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
۹.   لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین ۲۲ نفر رتبه ۲۲ را کسب کرد!
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 19 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

متن حقوق اساسي بشر كوروش پادشاه باستاني ايران

   دعاي كوروش در حق سرزمين ايران

اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند .

منشور و اعلاميه كوروش ، در سال ۵۳۹ قبل از ميلاد ، بعد از تسخير و فتح شهر بابل صادر شده است . كوروش بعد از خاتمه زمستان در اولين روز بهار ، در بابل تاجگذاري كرد . شرح كامل تاج گذاري كوروش و حوادث آن دوران ، به صورت مفصل توسط « گزنفون » سردار و مرد جنگي و فيلسوف و مورخ يوناني ضبط و بيان شده است .

كوروش بعد از تاجگذاري ، در معبد مردوك خداي بزرگ بابل ، منشور آزادي نوع بشر را قرائت نمود .
متن سخنراني و كتبيه كوروش تا اين اواخر نامعلوم بود . تا اينكه اكتشافات در بين النهرين از ويرانه قديم شهر « اور » كتبيه اي بدست آمد و بعد از ترجمه معلوم شد ، همان متن منشور آزادي نوع بشر ، كوروش ميباشد .
اين كتيبه سنگي اينك در كتابخانه ملي انگلستان نگهداري ميشود ،
بدون ترديد ، از قديمي ترين و مهمترين اسناد حقوق بشر ، در تاريخ باستان مي باشد .
در اين كتبيه كوروش خود را معرفي نموده و اسم پدر ، جد اول ، دوم و سوم خويش را نام مي برد و اعلام مي دارد كه پادشاه ايران و پادشاه بابل و پادشاه جهات اربعه ( كشورهاي اطراف ايران ) مي باشد ، آنگاه در مقام بيان حقوق بشر و منشور آزادي خويش اعلام مي دارد :


                           ترجمه عين كتبيه


اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كردو هر ملتي آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايدو هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايدمن تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسدو در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و اموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 15 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تفاوت مدیـران در اونـور دنیا و اینـور دنیا

اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.
اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا می‌دهند.
اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.

اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.

اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.
اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.

اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

اونور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
اینور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.

اونور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
اینور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.

اونور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.
اینور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.

اونور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.
اینور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.

اونور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
اینور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.

اونور دنیا : همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
اینور دنیا : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

اونور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
اینور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.

اونور دنیا : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
اینور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 15 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

جملات بسیار زیبا !! ( تصویری)

جملات بسیار زیبا !! ( تصویری)

 

جملات زیبای تصویری, عکس های زیبا-www.jazzaab.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 15 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

وقتی یک دختر وارد کار های رزمی بشه ! (تصویر متحرک)

وقتی یک دختر وارد کار های رزمی بشه ! (تصویر متحرک)

 

لطفا تا لودشدن کامل عکس صبر نمایید ...

وقتی یک دختر وارد کار های رزمی بشه ! (تصویر متحرک)-www.jazzaab.ir

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 15 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

نتایج جالب اخلاقی ازدواج کردن آقایون ! (طنز)

نتایج جالب اخلاقی ازدواج کردن آقایون ! (طنز)

نتایج جالب اخلاقی ازدواج کردن آقایون ! (طنز)-www.jazzaab.ir


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: چهار شنبه 15 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

مهربان ترین برادر دنیا !! (عکس متحرک)

 

مهربان ترین برادر دنیا !! (عکس متحرک)

 
لطفا تا لود شدن کامل تصویر صبر نمایید ...!!!

مهربان ترین برادر دنیا !! (عکس متحرک)-www.jazzaab.ir

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:تصويرمتحرك, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

امان از ...

 

 

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید.

 

 

 

 

 
 
از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟
 
 
 
 
 
فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی داشت.
 
 
 
 
 
بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.
 
 
 
 
 
خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد!
 
 
 
 
 
بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!
 
 
 
 
 
وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت.......!

 

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

پدران زحمتكش وبي ادعا

 

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!



وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 


ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم

           در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی

در پاسخش گفتم: اگر وقت دارید

خداوند خندید و گفت: وقت من بینهایت است

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی

پرسیدم:چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

خداوند پاسخ داد:کودکیشان...این که آن ها از کودکیشان خسته می

شوند عجله دارند که بزرگ شوند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می کنند که کودک باشند

این که آن ها سلامتی خود را از دست می دهند تا پولی به دست آورند وبعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را بازجویند

این که با اضطراب به آینده نگرند و حال را فراموش می کنند و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده

این که اغلب آن ها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

دستان خدا دستانم را گرفت

برای مدتی سکوت کردیم

من دوباره پرسیدم: به عنوان یک پدر می خواهید کدام درس زندگی را فرزندانتان بیاموزند؟

خداوند گفت:بیاموزند که آن ها نمی توانند کسی را وادار کنند که دوستشان بدارد

کاری که آن ها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند

بیاموزند درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سال ها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم

بیاموزند که ثروتمندت کسی نیست که بیشترین ها را دارد کسی است که به کمترین ها نیاز دارد

بیاموزند که آدم هایی هستند که آن ها را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند

بیاموزند که کافی نیست آن ها دیگران را ببخشایند بلکه آن ها باید خود را نیز ببخشایند

من با خضوع گفتم:از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند

خداوند لبخند زد و گفت:فقط این که بدانند من اینجا هستم.

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

زندگی از نگاه اسکندرمقدونی

 

مورخان می‌نویسند: اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله می‌کند. ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که دروازه آن شهر باز می‌باشد و با اینکه خبر آمدن او در شهر پیچیده بود مردم بدون هیچ هراسی مشغول زندگی عادی خود بودند.
باعث حیرت اسکندر شد زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش می‌رسید عده‌ای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش می‌شدند و بقیه به خانه‌ها و دکان‌ها پناه می‌بردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت.
اسکندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را کشیده و زیر گردن یکی از مردان شهر می‌گذارد و می گوید: من اسکندر هستم. مرد با خونسردی جواب می‌دهد: من هم ابن عباس هستم.
اسکندر با خشم فریاد می‌زند: من اسکندر مقدونی هستم، کسیکه شهرها را به آتش کشیده، چرا از من نمی‌ترسی ؟!
مرد جواب می‌دهد: من فقط از یکی می‌ترسم و او هم خداوند است

اسکندر به ناچار از مرد می‌پرسد: پادشاه شما کیست؟
مرد می‌گوید: ما پادشاه نداریم.
مرد می‌گوید: ما فقط یک ریش سفید داریم و او در آن طرف شهر زندگی می‌کند.
اسکندر با گروهی از سران لشکر خود به طرف جایی که مرد نشانی داده بود، حرکت می‌کنند در میانه راه با حیرت به چاله‌هایی می‌نگرد که مانند یک قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود. لحظاتی بعد به قبرستان می‌رسند، اسکندر با تعجب نگاه می‌کند و می‌بیند روی هر سنگ قبر نوشته شده: ابن عباس یک ساعت زندگی کرد و مرد. ابن علی یک روز زندگی کرد و مرد ابن یوسف ده دقیقه زندگی کرد و مرد! اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر بدنش می‌نشیند.
با خود فکر می‌کند این مردم حقیقی‌اند یا اشباح هستند؟ سپس به جایگاه ریش سفیده ده می‌رسد و می‌بیند پیر مردی موی سفید و لاغر اندام در چادری نشسته و عده‌ای به دور او جمع هستند.
اسکندر جلو می‌رود و می‌گوید: تو بزرگ و ریش سفید این مردمی؟
پیر مرد می‌گوید: آری، من خدمت‌گزار این مردم هستم!
اسکندر می‌گوید: اگر بخواهم تو را بکشم، چه می‌کنی؟
پیرمرد آرام و خونسرد به او نگاه کرده می‌گوید: خب بکش! خواست خداوند بر این است که به دست تو کشته شوم!
اسکندر می‌گوید: و اگر نکشم؟
پیرمرد می‌گوید: باز هم خواست خداست که بمانم و بار گناهم در این دنیا افزون گردد.
اسکندر سر در گم و متحیّر می‌گوید: ای پیرمرد من تو را نمی‌کشم، ولی شرط دارم.
پیرمرد می‌گوید: اگر می‌خواهی مرا بکش، ولی شرط تو را نمی‌پذیرم.
اسکندر ناچار و کلافه می‌گوید: خیلی خوب، دو سوال دارم، جواب مرا بده و من از اینجا می‌روم.  
پیرمرد می گوید: بپرس! 
اسکندر می‌پرسد: چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر است؟ علت آن چیست؟
پیرمرد می‌گوید: علتش آن است که هر صبح وقتی هر یک از ما که از خانه بیرون می‌آییم، به خود می‌گوییم: فلانی! عاقبت جای تو در زیر خاک خواهد بود، مراقب باش! مال مردم را نخوری و به ناموس مردم تعدی نکنی و این درس بزرگی برای هر روز ما می‌باشد!
اسکندر می‌پرسد: چرا روی هر سنگ قبر نوشته ده دقیقه، فلانی یک ساعت، یک ماه، زندگی کرد و مرد؟!
پیرمرد جواب می‌دهد: وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا می‌رسد، به کنار بستر او می‌رویم و خوب می‌دانیم که در واپسین دم حیات، پرده‌هایی از جلوی چشم انسان برداشته می‌شود و او دیگر در شرایط دروغ گفتن و امثال آن نیست!
از او چند سوال می‌کنیم:
چه علمی آموختی؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجامید؟
چه هنری آموختی؟ و چه قدر برای آن عمر صرف کردی؟
برای بهبود معاش و زندگی مردم چه قدر تلاش کردی؟ و چقدر وقت برای آن گذاشتی؟
او که در حال احتضار قرار گرفته است، مثلا" می‌گوید: در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم، یا برای یادگیری هنر یک هفته هر روز یک ساعت تلاش کردم. یا اگر خیر و خوبی کردم، همه در جمع مردم بود و از سر ریا و خودنمایی! ولی یک شبی مقداری نان خریدم و برای همسایه‌ام که می‌دانستم گرسنه است، پنهانی به در خانه‌اش رفتم و خورجین نان را پشت در نهادم و برگشتم!
بعد از آن که آن شخص می‌میرد، مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته، محاسبه کرده و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد!
یا مدت زمانی را که برای آموختن هنر صرف کرده محاسبه، و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن علی هفت ساعت زندگی کرد و مرد و یا برای بهبود زندگی مردم تلاشی را که به انجام رسانده، زمان آن را حساب کرده و حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد. یعنی، عمر مفید ابن یوسف یک ساعت بود!
بدین‌سان، زندگی ما زمانی نام حقیقی بر خود می‌گیرد که بر سه بستر، علم، هنر، مردم، مصرف شده باشد که باقی همه خسران و ضرر است و نام زندگی آن بر نتوان نهاد!
اسکندر با حیرت و شگفتی شمشیر در نیام می‌کند و به لشکر خود دستور می‌دهد: هیچ‌گونه تعدی به مردم نکنند و به پیرمرد احترام می‌گذارد و شرمناک و متحیر از آن شهر بیرون می‌رود! 
راستی فکر می‌کنید؛ اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟

لحظاتی فکرکنیم... بعد عمر مفید خود را محاسبه کنیم!


 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

(تصاویر) عجیب و دیدنی از همه‌جا

ادامه مطلب
نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دعای کوروش برای ایران

 

روزی بزرگان ایرانی وموبدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین نیایش کند و ایشان اینگونه فرمود :

خداوندا ، اهورا مزدا ، ای بزرگ آفریننده این سرزمین بزرگ، سرزمینم ومردمم را از دروغ و دروغگویی به دور بدار…!

پس از اتمام نیایش عده ای در فکر فرو رفتند و از شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه نیایش نمودید؟!

فرمودند : چه باید می گفتم؟

 

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

مطلب تامل برانگيز

 

 

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دلتنگی ام را بغل میکنم

 

دلتنگی ام را بغل میکنم

 

دلم برای کودکی ام تنگ شده
برای حال و هوای ساده ی آن روزها... 
دلم برای نقاشی های تکراری ام تنگ شده
برای وسعت ِ حوصله ی مادر و نگاه ِ پر انرژی  پدر تنگ شده
دلم برای ریسک های بچگی تنگ شده
دلم برای فریاد های کودکانه تنگ شده
دلم برای تمام ِ لبخند ها از بیست گرفتن ها تنگ شده
دلم برای مــــــّهر ِ صد آفرین تنگ شده
دلم برای سرما خوردن ها ی کودکانه  تنگ شده
دلم برای حلیم ِ گرم صبحانه در روزهای سرد ِ زمستانی کنار ِ بخاری تنگ شده
دلم برای با دست غذا خوردن تنگ شده
تنگ شده...چقدر خوشمزه بود ان غذا ها با دست های چرب و چیلی|!
و این چسپندگی چقدر کم شده با وجود ابزار ها به ظاهر سهل دهنده!
چقدر دلم تنگ شده 
حتی دلتنگی برای ان روزها هم برایم دلچسپ است.

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

دلي به وسعت دريا

 

دلي به وسعت دريا



“رابرت دانیس زو” قهرمان مشهور ورزش گلف در آرژانتین، در یک مسابقه برنده شد و مبلغ زیادی پول برد.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه، زنی به سوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از
مرگ نجات دهد.

 

زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش از دست خواهد رفت.
قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.

هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: “ساده لوح، خبر جالبی برایت دارم. آن زن اصلاً بچه مریضی نداشت که هیچ، اصلاً ازدواج هم نکرده است. او به تو کلک زده است دوست من.”
رابرت با خوشحالی جواب داد: “
خدا را شکر، پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده اینکه خیلی

 

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تصاوير متحرك پس گردني پنگوئني

ني پنگوئني تصاوير متحرك

 پس گردني پنگوئني

نویسنده: عزت اله ׀ تاریخ: دو شنبه 6 آذر 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

درباره وبلاگ

به وبلاگ ايران من خوش آمــــــــــــــــديد.


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , ezzat.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM